راهنمای کاربردی نویرا
قیمت یک کار تعمیری را چطور حساب کنیم که هم قطعه دربیاید، هم اجرت؟
قیمت هر کار دو قلم جداست: قطعه به قیمت خرید دوبارهٔ امروز، و اجرت بهاندازهٔ زمان استاندارد آن کار ضرب در هزینهٔ کامل هر ساعت تعمیرگاه (مزد مکانیک بهعلاوهٔ سهم اجاره، ابزار و قبوض) بهعلاوهٔ سود. اگر نرخ ساعتی فقط حقوق مکانیک را ببیند، هر کار کمی ضرر میدهد بیآنکه در هیچ فاکتوری دیده شود.
آخرین بهروزرسانی: · زمان مطالعه: حدود ۶ دقیقه · نویرا برای تعمیرگاه خودرو
قیمت یک کار تعمیری از چه اجزایی ساخته میشود؟
از چهار جزء: قطعه، مزد مکانیک برای ساعتهایی که آن کار میبرد، سهم سربار تعمیرگاه از همان ساعتها، و سود. فرض کنید تعویض لنت جلو در تعمیرگاه شما ۱٫۵ ساعت طول میکشد، هزینهٔ کامل هر ساعت مکانیک ۲٬۵۰۰٬۰۰۰ ریال و سهم سربار هر ساعت ۶۲۵٬۰۰۰ ریال است؛ در این نمونه بهای اجرت این کار ۴٬۶۸۷٬۵۰۰ ریال میشود و اگر بخواهید یکچهارم قیمت اجرت سود باشد، اجرت را ۶٬۲۵۰٬۰۰۰ ریال میدهید. لنت هم جدا، با قیمتی که امروز برای خرید دوبارهاش میپردازید، روی فاکتور میآید.
این تفکیک فقط برای حسابوکتاب نیست. مشتری قطعه را با قیمت بازار مقایسه میکند و اجرت را با ساعت کار؛ وقتی هر دو در یک عدد کلی قاطی شوند، هر چانهزنی آخر سر از مزد کار کم میشود. قیمت قطعه را بازار تعیین میکند؛ قیمت اجرت را فقط شما میدانید.
هزینهٔ واقعی هر ساعت مکانیک را چطور حساب کنیم؟
کل هزینهٔ ماهانهٔ مکانیک را بر ساعتهایی تقسیم کنید که واقعاً روی خودرو کار میکند، نه بر کل ساعتی که در تعمیرگاه است. هزینهٔ ماهانه یعنی حقوق بهعلاوهٔ بیمهٔ سهم کارفرما و هر مزایای ثابت دیگر؛ ساعت کار واقعی یعنی ساعت حضور منهای انتظار برای قطعه، جابهجایی خودروها، تست و دوبارهکاری.
مثلاً اگر هزینهٔ ماهانهٔ یک مکانیک ۴۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال باشد و از ۲۰۸ ساعت حضور فقط ۱۶۰ ساعت روی خودرو کار کند، هزینهٔ هر ساعت او ۲٬۵۰۰٬۰۰۰ ریال است، نه حدود ۱٬۹۲۳٬۰۰۰ ریالی که از تقسیم بر ساعت حضور درمیآید. همین فاصله، اگر در نرخ دیده نشود، در هر کار از سود شما برداشته میشود.
اگر مکانیک درصدی کار میکند، سهم او همان مزد کار است؛ در این حالت مزد ساعتی را جدا حساب نکنید، وگرنه یک هزینه را دو بار در قیمت آوردهاید.
سربار تعمیرگاه چطور به قیمت هر کار میرسد؟
با تقسیم بر ساعت کار: جمع هزینههایی که مال هیچ کار مشخصی نیستند (اجاره، برق و گاز، تعمیر و استهلاک ابزار و جک، دستمزد پذیرش) تقسیم بر جمع ساعتهای کار واقعی همهٔ مکانیکها در همان ماه. در یک نمونه با ۳۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال سربار ماهانه و سه مکانیک که هر کدام ۱۶۰ ساعت کار میکنند، سهم سربار از هر ساعت ۶۲۵٬۰۰۰ ریال است.
پایهٔ ساعت برای تعمیرگاه منطقیتر از پایهٔ مبلغ است، چون کاری که قطعهٔ گران دارد لزوماً بیشتر از جک و فضای تعمیرگاه استفاده نمیکند. اگر سربار را درصدی از کل فاکتور بگیرید، کار کوتاه با قطعهٔ گران بیش از سهمش سربار میپردازد و عیبیابی طولانی کمتر از سهمش.
قطعه را با چه قیمتی روی فاکتور بیاوریم؟
با قیمت خرید دوبارهٔ امروز، نه قیمتی که ماهها پیش پرداختهاید. وقتی قیمت قطعه بالا میرود، فروختنش به قیمت خرید قدیم یعنی بخشی از پول خرید قطعهٔ بعدی را از جیب میدهید؛ قفسهٔ انبار پر به نظر میرسد ولی پولی که از آن برمیگردد دیگر همان قفسه را پر نمیکند.
اقلام مصرفی ریز (روغن اضافه، بست، اسپری، دستمال، واشر) را هم یا در قیمت کار بیاورید یا جدا روی فاکتور؛ فقط فراموششان نکنید. هر کدام کم است، ولی جمعشان در یک ماه یک قلم جدی میشود.
کجا حساب قیمت معمولاً اشتباه میشود؟
نرخ ساعتی فقط از حقوق
وقتی نرخ اجرت فقط حقوق مکانیک را پوشش میدهد، اجاره، ابزار و ساعتهای بیکاری از سود شما پرداخت میشوند.
زمان واقعی به جای زمان استاندارد
اگر برای مکانیک کندتر بیشتر و برای سریعتر کمتر بگیرید، مشتری تاوان کندی را میدهد و شما پاداش مهارت را از دست میدهید. برای هر کار یک زمان استاندارد بگذارید.
دوبارهکاری بیحساب
کاری که برمیگردد دوباره ساعت میبرد و پولی نمیآورد. اگر سهم دوبارهکاری در نرخ ساعتی دیده نشود، هر برگشت مستقیم از سود کم میشود.
تخفیف از عدد کلی
وقتی فاکتور یک عدد کلی است، معلوم نیست تخفیف از قطعه رفته یا از اجرت. تخفیف را روی همان قلمی بدهید که قصدش را دارید.
در نویرا قیمت هر کار چطور سنجیده میشود؟
در نویرا هر کار در صفحهٔ «خدمات و قیمتگذاری» یک کارت بها دارد که بهای مواد، پرسنل و سربار و سود آن را کنار قیمت فروش نشان میدهد. قدمها:
- کار را با نام، مدت و قیمت تعریف کنید (دکمهٔ «+ خدمت جدید» در همان صفحه). مدت هر کار همان زمان استانداردی است که دستمزدش بر اساس آن حساب میشود.
- کار را از فهرست انتخاب کنید و «ویرایش بهای تمامشده» را بزنید.
- در «مواد (نام · مقدار · بهای واحد)» اقلام مصرفی ثابت آن کار را با «+ افزودن ماده» بنویسید. اگر بهای واحد را خالی بگذارید، از خریدهای انبار خوانده میشود. این مواد هر بار که آن کار فاکتور شود از انبار کم میشوند، پس آنها را دوباره بهعنوان قطعه در برگهٔ پذیرش ننویسید.
- «نرخ دستمزد / ساعت» را همان هزینهٔ کامل هر ساعت مکانیک بگذارید. اگر برای همان کار پورسانت هم در کار باشد، صفحه هشدار میدهد که هزینهٔ پرسنل ممکن است دو بار شمرده شود.
- برای سربار یا «نرخ سربار / ساعت» را خودتان بنویسید، یا در کارت «سربارِ خودکار» با «انتخابِ هزینهها» هزینههایی مثل اجاره و قبوض را علامت بزنید تا سهم هر کار از هزینههای ثبتشدهٔ ماه قبل حساب شود.
- نوار «قیمت کجا میرود» را ببینید: سهم مواد، پرسنل و سربار، پورسانت و سود ناخالص از قیمت، و زیرش «درصد حاشیه». کاری که حاشیهاش کم است، اولین نامزد بازبینی قیمت است.
- در برگهٔ پذیرش، کار را از فهرست انتخاب کنید تا قیمتش خودکار بیاید، و قطعه را جدا بهعنوان «قطعه» با قیمت روز بنویسید.
سؤالهای رایج
اجرت را ساعتی بگیریم یا مقطوع برای هر کار؟
برای مشتری مقطوع، برای حساب خودتان ساعتی: قیمت ثابت هر کار را از ضرب زمان استانداردش در نرخ کامل ساعت بسازید. مشتری عدد ثابت را راحتتر میپذیرد و شما مطمئنید آن عدد هزینهٔ ساعتها را میپوشاند.
روی قطعه هم سود بگذاریم یا فقط روی اجرت؟
اگر قطعه را خودتان تهیه و نگهداری میکنید، گذاشتن سود تأمین روی آن منطقی است، چون پول شما در انبار خوابیده است. فقط آن را جدا از سود اجرت ببینید تا بدانید سود هر کار از کجا میآید.
نرخ ساعتی را کی بهروز کنیم؟
هر بار که یکی از اجزایش عوض شد: افزایش حقوق، تمدید اجاره، یا آمدن و رفتن یک مکانیک. نرخی که پارسال درست بود، امسال با همان کارها سود کمتری میدهد.