پرش به محتوا
NOVIRA

راهنمای کاربردی نویرا

بهای تمام‌شدهٔ یک کالای تولیدی یا دوختی را چطور حساب کنیم؟

بهای تمام‌شده جمعِ سه بخش است: موادِ یک عدد کالا با دورریزش، اجرتِ ساخت، و سهمی از هزینه‌های ثابتِ کارگاه مثلِ اجاره و قبوض. هر کدام را جا بیندازید، قیمتِ فروش روی سودی بنا می‌شود که وجود ندارد.

آخرین به‌روزرسانی: · زمان مطالعه: حدود ۷ دقیقه · نویرا برای تولیدی و بازرگانی

بهای تمام‌شده از چه چیزهایی ساخته می‌شود؟

از مواد، اجرت و سهمِ هزینه‌های ثابت. فرض کنید برای یک مانتو ۲٫۲ متر پارچهٔ متری ۴۰۰ هزار تومان (۸۸۰ هزار تومان)، دکمه و آستر و نخ ۱۲۰ هزار تومان، اجرتِ دوخت ۶۰۰ هزار تومان و سهمِ اجاره و قبوض ۲۰۰ هزار تومان دارید؛ در این مثال بهای تمام‌شده ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان است. در همین مثال اگر مانتو را ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بفروشید، سودِ هر عدد ۴۰۰ هزار تومان است، نه ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومانی که با حسابِ «فقط مواد» به نظر می‌رسد.

این فاصله جایی است که کارگاه می‌تواند با فروشِ بیشتر ضررِ بیشتری کند: قیمت از روی پارچه گذاشته می‌شود و اجرت و اجاره «هزینهٔ کلیِ کار» به حساب می‌آیند که جدا پرداخت می‌شوند و هیچ‌وقت به کالایی نمی‌چسبند.

مقدارِ مواد را چطور درست بنویسیم؟

برای یک عدد کالا، با دورریزِ برش، و با همان واحدی که ماده را می‌خرید. مثلاً اگر الگوی مانتو ۲ متر است ولی با برش و پرت عملاً ۲٫۲ متر مصرف می‌شود، عددِ درست ۲٫۲ است؛ در همین مثال تفاوتِ ۰٫۲ متر در صد مانتو یعنی ۲۰ متر پارچه که در هیچ حسابی نیامده.

واحدِ یکسان

اگر پارچه را متری می‌خرید، مقدار در فرمول هم به متر باشد؛ اگر نخ را بسته‌ای می‌خرید، سهمِ یک کالا را کسری از بسته بنویسید.

اقلامِ کوچک

دکمه، زیپ، لیبل، نخ، کیسه و برچسب هر کدام کوچک‌اند، ولی با هم کوچک نیستند.

قیمتِ روز

قیمتِ ماده را از خریدِ اخیر بگیرید، نه از حافظه؛ پارچه‌ای که سه ماه پیش خریده‌اید، امروز همان قیمت را ندارد.

کالاهای چندسایزی

اگر سایزِ بزرگ‌تر پارچهٔ بیشتری می‌برد، یا برای هر سایز فرمولِ جدا داشته باشید یا مصرفِ سایزِ بزرگ‌تر را مبنا بگیرید.

اجرت و هزینه‌های ثابت را چطور روی هر کالا بیاوریم؟

اجرت را یا به ازای هر عدد (کارمزدی) حساب کنید یا با تقسیمِ دستمزدِ ماهانه بر تعدادِ کالایی که در ماه ساخته می‌شود؛ هزینهٔ ثابت را با تقسیمِ هزینه‌های ماه بر فروش یا ساعتِ کار. مثلاً اگر اجاره و قبوضِ ماهانه ۲۰ میلیون تومان و فروشِ ماه ۲۰۰ میلیون تومان است، در این مثال سهمِ سربارِ هر کالا حدودِ ۱۰ درصدِ قیمتِ فروشِ آن است.

یک قاعده را رعایت کنید: هر هزینه فقط یک بار. اگر دستمزدِ همکار را در بهای هر کالا آورده‌اید، در محاسبهٔ سودِ ماه کلِ حقوق را دوباره کم نکنید؛ و اگر همکار کارمزدی است، برای همان کار حقوقِ ثابتی در سربار نیاورید.

در نویرا: فرمولِ ساخت و ستونِ بهای تمام‌شده

در نویرا این حساب در صفحهٔ «فرمول ساخت» است و قیمتِ هر ماده از خریدهایی خوانده می‌شود که در نویرا ثبت کرده‌اید. جدولِ این صفحه برای هر کالا «بهای تمام‌شده»، درصدِ آن از قیمت و «حاشیه» را نشان می‌دهد؛ حاشیه چیزی است که بعد از مواد، و سربار اگر روشنش کرده باشید، می‌ماند. پس اجرتی که در فرمول نیامده باید از همین حاشیه پرداخت شود.

  1. از منو «فرمول ساخت» را باز کنید؛ جدولِ «بهای تمام‌شدهٔ کالاها» کالاهای فروشیِ شما را نشان می‌دهد.
  2. روی کالا بزنید تا فرمولش زیرِ جدول باز شود.
  3. با «+ ماده» هر ماده را اضافه کنید: «نام ماده» و «مقدار» برای یک عدد کالا. نام را عیناً همان بنویسید که ماده را با آن خریده‌اید.
  4. برای ماده‌ای که هنوز نخریده‌اید، «قیمت واحد» را دستی بنویسید؛ تا وقتی ماده‌ای قیمت ندارد، هشدارِ «بعضی مواد هنوز قیمت ندارند» دیده می‌شود.
  5. «ذخیرهٔ فرمول» را بزنید؛ بهای تمام‌شده، درصدِ آن از قیمت و حاشیه در جدول به‌روز می‌شود.
  6. برای سهمِ اجاره و قبوض، در کارتِ «سربارِ خودکار» همان صفحه «انتخابِ هزینه‌ها» را بزنید، هزینه‌هایی را که در نویرا ثبت می‌کنید علامت بزنید و مبنای «سرشکن بر اساسِ» را انتخاب کنید؛ برای کارگاهی که کالا می‌فروشد «درآمد» مبنای روشن‌تری است. ستونِ «سربار» به جدول اضافه می‌شود و نرخش از هزینه‌های ماهِ قبل می‌آید.

کجا بهای تمام‌شده اشتباه حساب می‌شود؟

بیشترِ خطاها از این پنج جاست، و هر کدام سود را بیشتر از واقع نشان می‌دهد:

مقدارِ الگو به جای مصرفِ واقعی

مقدارِ روی الگو دورریزِ برش را ندارد؛ هر کالا کمی بیشتر از آنچه فکر می‌کنید ماده می‌برد.

دو نام برای یک ماده

«کتان سفید» در خرید و «پارچه کتان» در فرمول دو مادهٔ جدا می‌شوند: یکی قیمت دارد و در فرمول نیست، دیگری در فرمول هست و قیمت ندارد.

قیمتِ کهنه

فرمولی که با قیمتِ پارسال حساب شده، امسال سودی نشان می‌دهد که دیگر نیست. بعد از هر گران‌شدنِ مهم، جدولِ بها را دوباره ببینید.

اجرتِ فراموش‌شده یا دوبار شمرده‌شده

یا اجرت هیچ‌جا نیامده، یا هم در بهای کالا آمده و هم کلِ حقوق دوباره از سودِ ماه کم شده است.

سربارِ مساوی برای همه

سربار را بر اساسِ فروش یا زمانِ کار سرشکن کنید، نه مساوی بینِ همهٔ کالاها؛ وگرنه کالای پرفروش ارزان‌تر و کالای کم‌فروش گران‌تر از واقع دیده می‌شود.

قیمتِ فروش را از روی بهای تمام‌شده چطور بگذاریم؟

از بهای تمام‌شدهٔ کامل شروع کنید، سودِ هدف را رویش بگذارید و بعد با قیمتِ بازار بسنجید. مثلاً با بهای ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان و سودِ هدفِ ۲۵ درصد از قیمتِ فروش، قیمت ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان می‌شود (۱٫۸ تقسیم بر ۰٫۷۵).

اگر بازار این قیمت را نمی‌پذیرد، مسئله قیمت نیست، بها است: یا ماده و دورریز را کم کنید، یا زمانِ ساخت را، یا آن مدل را کنار بگذارید. کالایی که با قیمتِ بازار زیرِ بهای تمام‌شده فروخته می‌شود، هر چه بیشتر فروخته شود ضررِ بیشتری می‌سازد.

سؤال‌های رایج

بهای تمام‌شده را هر چند وقت یک بار به‌روز کنیم؟

هر بار که قیمتِ یکی از موادِ اصلی محسوس تغییر کرد، و دست‌کم فصلی یک بار. در دوره‌هایی که قیمت‌ها تند عوض می‌شوند، کالاهای پرفروش را زودتر از بقیه مرور کنید، چون اشتباهِ آن‌ها بیشترین پول را جابه‌جا می‌کند.

برای دوختِ سفارشیِ تک هم فرمول لازم است؟

بله، دست‌کم یک فرمولِ تقریبی برای هر نوع کار. برای سفارشی که با نمونه‌های همیشگی فرق دارد، مقدارِ مواد و زمانِ کار را جدا برآورد کنید و بعد از تحویل با مصرفِ واقعی مقایسه کنید تا برآوردهای بعدی دقیق‌تر شوند.

ضایعاتِ پارچه را جدا ثبت کنیم یا در فرمول بیاوریم؟

دورریزِ معمولِ برش را در مقدارِ فرمول بیاورید و آسیب‌های غیرعادی، مثلِ پارچهٔ معیوب یا برشِ اشتباه، را جدا ثبت کنید. این‌طوری فرمول راست می‌ماند و می‌بینید آسیب‌های غیرعادی ماهانه چقدر است.